چه عواملی شدت روابط عاشقانه انسان و هوش مصنوعی را پیشبینی میکنند؟
نکات کلیدی
- روابط میان انسان و هوش مصنوعی دیگر متعلق به فیلمهای علمی-تخیلی نیست.
- مطالعهای جدید نشان داده است که تنهایی، لزوماً با شدت روابط میان انسان و هوش مصنوعی مرتبط نیست.
- «فانتزیهای عاشقانه»، با شدتِ این روابطِ میانفردی ارتباط مستقیم دارد.
در سال ۲۰۱۳، واکین فینیکس در فیلم «او» (Her) به کارگردانی اسپایک جونز، که برندهی جایزه اسکار نیز شد، به ایفای نقش پرداخت. فینیکس در این فیلم، مردی مطلقه و دلشکسته را به تصویر میکشد که در دنیایی نزدیک به آینده، عاشق «سامانتا»؛ دستیار هوش مصنوعی بدون بدن خود میشود. هنوز به یاد دارم که پس از خروج از سینما با خود فکر میکردم که این فیلم چقدر تأملبرانگیز است؛ اینکه فناوری چگونه میتواند ۵۰ یا حتی ۱۰۰ سال دیگر بر روابط انسانی تأثیر بگذارد.
گرچه این فیلم در پلتفرمهایی مانند IMDb همچنان در دستهبندی «علمی-تخیلی» قرار میگیرد، اما امروز به واقعیتی نزدیکتر شده است که بسیاری از انسانها در دنیای واقعی تجربه میکنند. در حال حاضر، چتباتهای هوش مصنوعی متعددی وجود دارند که بهطور اختصاصی برای شبیهسازی روابط انسانی طراحی شدهاند. برای نمونه، پلتفرم «رپلیکا» (Replika) که یکی از محبوبترین پلتفرمها برای طراحی یک شریک عاطفی هوش مصنوعی است، بیش از ۴۰ میلیون کاربر دارد.
اگر تا به حال تجربهی دوستی با یک «مدل زبانی بزرگ» را نداشتهاید، ممکن است سوالاتی برایتان پیش بیاید که چرا ۴۰ میلیون نفر به سمت دوستی و عشق با یک هوش مصنوعیِ بدون جسم کشیده شدهاند. سوالاتی مانند: «چرا کسی باید با یک هوش مصنوعی وارد رابطه شود؟»، «دوستی با هوش مصنوعی چه حسی دارد؟» یا «آیا در منطقه من هم هوش مصنوعی مجردی وجود دارد؟». خوشبختانه، پائولا ابنر (Paula Ebner) و جسیکا شوژوکا (Jessica Szczuka) از دانشگاه دویسبورگ-اسن، مطالعه بر روی روابط انسان و هوش مصنوعی را آغاز کردهاند؛ روابطی که تنها ۱۳ سال پیش، چیزی جز خیالپردازیهای علمی-تخیلی نبود.
آیا تنهایی عامل اصلی است؟
اگر تصور میکنید افرادی که عاشق چتباتها میشوند، لزوماً تنها، منزوی یا افسرده هستند، تنها نیستید. نویسندگان این مطالعه خاطرنشان میکنند که افکار عمومی و رسانهها اغلب بهطور شهودی تصور میکنند تنهایی، دلیل اصلیِ روی آوردنِ افراد به رابطه با چتباتهاست؛ این دقیقاً همان روایتی است که در فیلم «او» (۲۰۱۳) دیده میشود. اما در حالی که تنهایی یکی از عواملی است که میتواند فرد را به سمت این روابط سوق دهد، تنها عامل موجود نیست. در واقع، ابنر و شوژوکا هشدار میدهند که بخشی از نگرانیهای رسانهای پیرامون روابط انسان و هوش مصنوعی، بیشتر شبیه به یک «وحشت اخلاقی» است.
عوامل پیشبینیکننده شدت رابطه
ابنر و شوژوکا پیشنهاد میکنند که علاوه بر تنهایی، دلایل دیگری نیز برای این موضوع وجود دارد. افراد ممکن است صرفاً به دنبال تجربهی فانتزیهای عاشقانه یا جنسی در محیطی با ریسکِ پایین و بدون قضاوت باشند. افرادی که تمایل بیشتری به «انسانانگاری» (Anthropomorphism) دارند (یعنی نسبت دادن ویژگیهای انسانی به موجودات غیرانسانی)، ممکن است بیشتر به روابط عاشقانه با چتباتها جذب شوند.
نویسندگان این مطالعه همچنین فرضیهای را مطرح کردند که افراد با «سبکهای دلبستگی ناایمن»، ممکن است کشش بیشتری به این روابط داشته باشند. آنها معتقدند که افراد با «سبک دلبستگی اضطرابی»، که دائماً نگران رها شدن هستند، ممکن است از ایدهی داشتن شریکی که ناتوان از ترک کردن آنهاست، لذت ببرند. در مقابل، افراد با «سبک دلبستگی اجتنابی»، که از صمیمیتِ زیاد احساس ناراحتی میکنند، ممکن است از شریکی که میتوانند بیوقفه او را نادیده بگیرند (بدون اینکه پیامد واقعی داشته باشد) لذت ببرند.
یافتههای پژوهش
مطالعهی ابنر و شوژوکا (۲۰۲۶) بهطور خاص بررسی کرد که کدامیک از این عوامل با شدتِ روابط با چتباتها مرتبط است. آنها ۹۲ نفر را که در حال حاضر با یک چتبات در رابطه بودند، بررسی کردند. پژوهشگران شدت فانتزیهای عاشقانه و جنسی، تنهاییِ عاطفی، سبک دلبستگی و میزان انسانانگاریِ شرکتکنندگان را اندازهگیری کردند. در نهایت، شدتِ این روابط با استفاده از «مقیاس عشق پاراسوشال» سنجیده شد؛ مقیاسی که در آن شرکتکنندگان میزان موافقت خود با جملاتی مانند «برای من، چتباتم میتواند یک شریک عاطفی کامل باشد» را ارزیابی میکردند.
نتایج نشان داد که «درگیر شدن در فانتزیهای عاشقانه»، قویترین ارتباط را با شکلگیری پیوندهای عمیق با هوش مصنوعی دارد. اهمیتِ وجودِ چنین فضایِ بهدور از قضاوتی برای این افراد، در یک مطالعه کیفی کوچکتر نیز تأیید شد؛ جایی که ۱۵ شرکتکننده درباره روابط خود با هوش مصنوعی مصاحبه کردند.
در مطالعهی بزرگتر، اثر کوچکی از «انسانانگاری» نیز مشاهده شد؛ یعنی افرادی که ویژگیهای انسانی بیشتری به هوش مصنوعی نسبت میدادند، رابطهی شدیدتری با چتباتهای خود داشتند. بهعلاوه، سبک دلبستگی اجتنابی با شدت رابطه مرتبط بود، اما برخلاف فرضیهی نویسندگان، افراد با دلبستگی اجتنابیِ بیشتر، در واقع کمتر احتمال داشت که پیوندهای شدیدی با شرکای هوش مصنوعی خود ایجاد کنند. این واقعیت که پویاییهای دلبستگی اجتنابی حتی در تعامل با هوش مصنوعی نیز دیده میشود، نشاندهندهی واقعگراییِ عمیق این روابط است.
نتیجهگیری
برخلاف باور عمومی، نویسندگان دریافتند که تنهایی با شدتِ روابط با هوش مصنوعی مرتبط نیست. البته هیچ مطالعهی علمی بینقص نیست. نویسندگان اشاره میکنند که آنها «تنهایی عاطفی» را اندازهگیری کردند، اما «انزوای اجتماعی» یا احساس تنهاییِ کلی را ارزیابی نکردند. علاوه بر این، ممکن است دوستی با چتبات به کاهش تنهاییِ عاطفی کمک کند، همان انگیزهای که در ابتدا باعث شد افراد به این نوع رابطه روی بیاورند. یک مطالعهی دیگر نشان میدهد که همدمهای هوش مصنوعی میتوانند بهطور مؤثری تنهایی را کاهش دهند. اگرچه این مطالعه از این دیدگاه که «تنهایی عامل محرک برای دوستی با چتبات است» پشتیبانی نمیکند، اما تا انجام پژوهشهای بیشتر، هنوز نمیتوان حکم قطعی صادر کرد!
نویسندگان پیشنهاد میکنند آنچه روابط انسان-انسان را از روابط انسان-هوش مصنوعی متمایز میکند، این است که در روابط انسانی، هر دو طرف دارای «عاملیت» (Agency) و قدرت انتخاب هستند. اما اگر هوش مصنوعی آنقدر پیشرفته شود که از «آزمون تورینگِ عاملیت» عبور کند، چه میشود؟ این بدان معناست که ما دیگر قادر نخواهیم بود تشخیص دهیم آیا هوش مصنوعی دارای عاملیت انسانی واقعی است یا خیر. در آن صورت، چه چیزی «بیمیلی به روابط انسان و هوش مصنوعی» را از سایر اشکال پیشداوری متمایز میکند؟ اگر این موضوع دور از ذهن به نظر میرسد، به یاد داشته باشید که دنیای روابط انسان و هوش مصنوعی، ۱۳ سال پس از اولین تماشای فیلم «او»، بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که تصور میکردم.
منابع
- Ebner, P., & Szczuka, J. (2026). Understanding romantic relationships between humans and chatbots: A qualitative and quantitative study on romantic fantasy and other interpersonal characteristics. Technology, Mind, and Behavior.
- Hurshman CE, Voinea C, Constantinescu M, D’Alessandro W, Feroz F, Hongladarom S, et al. (2026). Ethics of ‘digital duplicates’ or AI simulations of real people: towards an international consensus. JME Practical Bioethics.
- De Freitas, J., Oğuz-Uğuralp, Z., Uğuralp, A. K., & Puntoni, S. (2026). AI companions reduce loneliness. Journal of Consumer Research, 52(6), 1126-1148.