وقتی زندگی بر سر راهتان مانع می‌گذارد، احتمالاً از پس آن برمی‌آیید

عزت‌نفس ممکن است هنگام بروز مشکلات آسیب ببیند، اما اکثر مردم بهبود می‌یابند.

نکات کلیدی

  • رویدادهای منفی زندگی، زمانی که احساس شکست را در فرد برمی‌انگیزند، حس خویشتن (Self-sense) او را به چالش می‌کشند.
  • پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که اکثر افراد در واقع بهبود می‌یابند و کسانی که قادر به بازیابی خود نیستند نیز همچنان می‌توانند از کمک‌های حرفه‌ای بهره‌مند شوند.
  • برای اطمینان از بازگشت به مسیر اصلی، روی افکار خود تمرکز کنید تا به بهبود هیجاناتتان کمک کنید.

تواناییِ بازیابیِ خود پس از یک رویداد سخت در زندگی، ممکن است غیرممکن به نظر برسد؛ به‌ویژه اگر آن رویداد «حسِ مرکزیِ خویشتن» شما را هدف قرار دهد. «جف» ماه گذشته شغلش را از دست داد؛ در حالی که کاملاً غافلگیر شده بود، چرا که تصور می‌کرد جایگاه شغلی‌اش نزد مدیران تثبیت شده است. علاوه بر این، شریک عاطفیِ دیرینه‌اش نیز تصمیم به جدایی گرفت و دلیل آن را اصرار جف بر رسمی نکردن رابطه (ازدواج) عنوان کرد. او احساس می‌کرد یک شکست‌خورده تمام‌عیار است.

اما با گذشت ماه‌ها، جف شروع به بازسازیِ خود کرد. او شغلی جدید پیدا کرد که حتی آن را بیشتر دوست دارد و در حال برقراری روابط جدید است. چه چیزی عامل تاب‌آوری اوست؟

مسیر بهبودی زمانی که عزت‌نفس شما آسیب می‌بیند

بر اساس مطالعه‌ای جدید توسط «لوکاس شلنبرگ» و همکارانش (۲۰۲۶) در دانشگاه زوریخ، اگرچه روشن است که افراد در توانایی‌شان برای بازپس‌گیریِ حس مثبت نسبت به خود پس از مواجهه با رویدادهای منفی زندگی تفاوت دارند، اما محققان هنوز درک دقیقی از چراییِ این موضوع ندارند. افرادی مانند جف به نظر می‌رسد از پس شرایط برمی‌آیند، اما دیگران هرگز از رکودِ عزت‌نفس خود خارج نمی‌شوند.

تیم پژوهشی دانشگاه زوریخ برای بررسی این پارادوکس مهم، به دنبال شناسایی دسته‌ها یا گروه‌هایی از افراد در نمونه آماری خود بودند که روند بازیابی عزت‌نفس آن‌ها در طول زمان، الگوهای مشابهی را نشان می‌داد. آن‌ها استدلال کردند که بخشی از تبیین این موضوع به ماهیتِ خودِ رویداد بستگی دارد. چیزی که «نظریه سنسنج» (Sociometer Theory) پیش‌بینی می‌کند این است که رویدادهای مرتبط با «هیجاناتِ ناشی از طرد شدن» (مانند جدایی عاطفی) به‌طور ویژه مخرب هستند. تبیین‌های مبتنی بر منزلت اجتماعی نیز پیش‌بینی می‌کنند که این «شکست» و از دست دادنِ متعاقبِ منزلت است که می‌تواند عامل اصلی آسیب باشد.

با این حال، شلنبرگ و همکارانش بر اساس دهه‌ها پژوهش درباره رویدادهای تنش‌زای زندگی، پیشنهاد کردند که تأثیرِ این رویدادها به تفسیرِ فرد بستگی دارد؛ اینکه آیا آن رویداد به‌عنوان یک «چالش» درک می‌شود یا یک «تهدید». با جمع‌بندی این موارد، رویدادی که حسِ خویشتنِ شما را به چالش می‌کشد، زندگی‌تان را به‌طور گسترده تحت تأثیر قرار می‌دهد و (با وام گرفتن از نظریه سنسنج) منزلت اجتماعی شما را کاهش می‌دهد، باید به‌طور ویژه‌ای تحمل‌ناپذیر باشد.

سپس «عامل مجهولِ» (X-factor) شخصیت وارد می‌شود. افرادِ دارای «روان‌رنجوریِ» (Neuroticism) بالا، به‌دلیل تمایل مادام‌العمر به نگرانی و تشویش -حتی در مورد تغییراتِ بالقوه مثبت زندگی- تمایل دارند همه چیز را از منظری به‌ویژه منفی ببینند. یک تعطیلات برای افراد با نمره بالای روان‌رنجوری می‌تواند منبع اضطراب باشد، چرا که آن‌ها به‌جای تمرکز بر جنبه‌های مثبتِ استراحت، به دنبال مشکلات احتمالی (تأخیر در حمل‌ونقل، آب‌وهوای بد) می‌گردند.

در نهایت، محققان سوئیسی علاوه بر این ویژگی‌های روان‌شناختی، به دنبال یافتن تأثیر عوامل جمعیت‌شناختی (سن، جنسیت، درآمد، قومیت) به‌عنوان ضربه‌گیر یا عامل تشدیدکننده در زمان بروز رویدادهای منفی برای شرکت‌کنندگان بودند.

بررسی سیر تغییرات عزت‌نفس

محققان سوئیسی به داده‌های بیش از ۱۰۰۰ بزرگسال آلمانی که در شش هفته گذشته یک رویداد منفی را تجربه کرده بودند، دسترسی داشتند. همه افرادِ نمونه، پنج آزمون را تکمیل کردند که آخرین مورد آن ۲۴ هفته پس از شروع مطالعه بود. این کار به محققان اجازه داد تا دسته‌بندی‌هایی از واکنشِ عزت‌نفس به رویدادهای منفی را بر اساس سطوح اولیه (بسیار پایین، پایین، متوسط و بالا) و مسیرها (پایدار یا افزایشی) فرمول‌بندی کنند.

رویدادهای منفی شامل مرگ عزیزان، جدایی، از دست دادن شغل، پایان دوستی یا مردود شدن در یک آزمون مهم بود. برای در نظر گرفتنِ ادراکِ فرد از این رویداد، محققان از شرکت‌کنندگان خواستند نُه ویژگی رویداد را رتبه‌بندی کنند: چالش، اهمیت هیجانی، کنترل بیرونی، «غیرعادی بودن» (نامتعارف بودن)، تأثیر، پیش‌بینی‌پذیری، تغییر منزلت اجتماعی، ظرفیت هیجانی (Valence) و تغییرات در جهان‌بینی (مثلاً دیدن جهان به‌عنوان مکانی ناعادلانه). به رویداد اخیر زندگی خود فکر کنید و ببینید آیا می‌توانید واکنش‌های خود را بر اساس این ویژگی‌ها شناسایی کنید یا خیر. شرکت‌کنندگان همچنین یک پرسشنامه شخصیتی استاندارد را تکمیل کردند و عزت‌نفس خود را با عباراتی مانند «من احساس می‌کنم فردی ارزشمند هستم» رتبه‌بندی کردند.

در وهله اول، با نگاه به خودِ دسته‌های عزت‌نفس، خبر خوب این بود که تنها ۱۱ درصد در گروه «بسیار پایین-پایدار» قرار گرفتند. اکثر افراد در طول زمان، چه از سطوح اولیه پایین شروع کرده باشند، چه متوسط و چه بالا، افزایش عزت‌نفس را تجربه کردند. نویسندگان از این یافته‌ها نتیجه گرفتند که «عادت‌کردن» (Habituation) و «انطباق» (Adaptation)، مشخصه‌ی واکنش معمول به یک رویداد منفی است. با بازگشت به مورد جف، این داده‌ها روندِ پیشرفتِ نهاییِ او برای بازگشت به حسِ خویشتنِ قبلی‌اش را تأیید می‌کنند.

در مورد آن ۱۱ درصدی که عزت‌نفسشان هرگز بازیابی نشد چه؟ نویسندگان از «مدل دیاتز-استرس» (Diathesis-stress model) برای تبیین عدم توانایی آن‌ها در بهبودی استفاده می‌کنند. به‌عبارت دیگر، «رویدادهای منفیِ زندگی ممکن است طرحواره‌های خودِ منفی را فعال و تقویت کنند که منجر به عزت‌نفس پایین، مانع‌تراشی در مسیر بهبودی و احتمالاً مشارکت در توسعه آسیب‌شناسی روانی شود» (ص ۵۳۸). آسیب‌پذیری آن‌ها را می‌توان به نمرات بالایشان در «روان‌رنجوری» نسبت داد. تغییرات منزلت اجتماعی مرتبط با رویداد (پیش‌بینی نظریه سنسنج) تنها این اثر را تشدید کرد؛ به‌طوری که از دست دادن شغل و پایان دوستی، بیشترین تأثیر را بر عدم توانایی در بهبودی داشت.

در نهایت، و شاید تعجب‌آور نباشد که سن، مشارکت مثبتی در بازیابی عزت‌نفس داشت. این یافته، یافته‌های دهه‌ها پژوهش در زمینه سالمندی و تنظیم هیجان را تأیید می‌کند. افراد مسن‌تر به فشارهایی که زندگی ممکن است بر عزت‌نفس آن‌ها وارد کند، عادت کرده‌اند و بهتر می‌توانند با رویدادهای خوب یا بد کنار بیایند.

چطور با چالش‌های عزت‌نفس خود کنار بیاییم

فراتر از این خبر خوب که اگر با از دست دادن شغل، دوست/شریک عاطفی یا آزمون توانایی‌هایتان مواجه شوید، احتمالاً مسیرِ بازیابیِ جف را طی خواهید کرد، چه چیز دیگری می‌توانید درباره چگونگیِ عبور از این ناامیدی‌ها بیاموزید؟

دانستن اینکه سطوح بالای روان‌رنجوری می‌تواند مشاهده رویداد منفی به‌عنوان چیزی جز «بدبختی برای عزت‌نفس» را دشوار کند، به شما اجازه می‌دهد بفهمید چرا وقتی کسی شما را ترک می‌کند یا شکست می‌خورید، ممکن است سردرگم شوید. تمایل به نگرانی، دیدن خود به‌عنوان فردی دارای نقص و ترس از آینده ممکن است در شخصیت شما نهادینه شده باشد؛ اما اگر رویکرد «ادراک رویداد» که نویسندگان توصیه می‌کنند را در پیش بگیرید، می‌توانید راه‌هایی برای بازتعریفِ رویداد بیابید تا به چنین نتیجه‌گیری‌های تلخی درباره ارزش خود نرسید.

شاید باور شما این است که از دست دادنِ شغل یا رابطه به این معنی است که جهان مکانی غیرقابل پیش‌بینی است. یا شاید خودتان را ناتوان از غلبه بر چالشِ تغییرِ مسیرِ زندگی‌تان می‌بینید. هر دوی این‌ها افکاری هستند که می‌توانید برای به چالش کشیدن و تغییرشان اقدام کنید. اگر خودتان نمی‌توانید این کار را انجام دهید، فردی دلسوز بیابید تا به شما در بازسازیِ (Reframing) رویداد کمک کند. یادگیری اینکه شما با وجود تجربه یک رویداد بد، فردِ بدی نیستید، می‌تواند به شما در ایجاد منابع برای چالش‌های آینده کمک کند؛ همان‌طور که در مورد افراد مسن‌ترِ این مطالعه نیز نشان داده شد.

به‌طور خلاصه، رویدادهای منفیِ زندگی بدون توجه به اینکه چقدر برای اجتناب از آن‌ها تلاش می‌کنید، رخ خواهند داد. وقتی این اتفاق افتاد، درک نقش عزت‌نفس می‌تواند شما را به‌سوی مسیر بهبودی‌تان هدایت کند.

منابع

Schellenberg, L., Altorfer, M. J., & Haehner, P. (2026). Individual differences in self-esteem trajectories after negative life events: The role of the Big Five personality traits and perceived event characteristics. European Journal of Personality, 40(3), 527–544. https://doi.org/10.1177/08902070251383960

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با ما

با ما تماس بگیرید یا فرم زیر را پر کنید تا با شما تماس بگیریم. ما تلاش می کنیم در 24 روز در روزهای کاری به تمام سوالات پاسخ دهیم.