عادتی که زمانی مخصوص دوران رکود بود، حالا به سبک زندگی تبدیل شده است
نکات کلیدی
- در دورههای رکود اقتصادی، هزینهکرد برای تجملات کوچک افزایش مییابد، در حالی که هزینهکرد برای تجملات بزرگ کاهش پیدا میکند.
- برای نسلی که از خریدهای بزرگ بازمانده است، «لذت کوچک» دیگر یک رفتار موقتی نیست.
- برندهای لوکس نیز در واکنش به این وضعیت، محصولات خود را در قالب نسخههای کوچکتر عرضه کردهاند تا افراد بتوانند بدون پرداخت بهای کامل، نام و تجربه برند را خریداری کنند.
ما بار دیگر خود را در میانه یک بحران مالی میبینیم. خریدهای بزرگ عملاً از دایره انتخاب خارج شدهاند. فقط چیزهای ضروری را میخریم. اما از چه زمانی آن صابونهای دستساز، رایحههای آروماتراپی، یا لاته یخزده تخصصی و بسیار گرانقیمتی که در مسیر رفتن به محل کار میخریم، به «ضروریات» تبدیل شدند؟
به نظر میرسد تغییری در شیوه نگاه ما به کالاهای لوکس، و نیز در نحوه خرید آنها، رخ داده است.
ما از تجمل صرفنظر نمیکنیم؛ فقط آن را کوچکتر میخریم
دوران سخت، شیوه خرید ما را تغییر میدهد، اما نه همیشه آنگونه که انتظار داریم. وقتی فشار مالی بیشتر میشود، شروع میکنیم به بازتعریف اینکه چه چیزی ضروری است و چه چیزی صرفاً داشتنش خوشایند است. با این حال، چیزی که معمولاً کنار نمیگذاریم، خودِ تجمل است. تجمل هم بهنوعی در ردیف ضروریات قرار میگیرد؛ فقط آن را در اندازهای کوچکتر میخریم.
بازاریابان برای این پدیده نامی گذاشتهاند: اقتصاد لذتهای کوچک. شما چیزی کوچک از یک برند بزرگ میخرید و به این ترتیب، طعمی از لوکس بودن را تجربه میکنید، بیآنکه لازم باشد هزینههای معمول آن را بپردازید. برندهای لوکس نیز خیلی سریع به این روند پاسخ دادهاند.
دیور و ارمس خطوط لوازم آرایشی خود را گسترش دادهاند. دیپتیک شمعهایش را در اندازههای کوچک عرضه میکند و کوچ اکنون لوازم جانبی کوچکتری مانند آویز کیف و جاکلیدی ارائه میدهد. چالش اصلی این است که برند، برای مشتریانِ تحت فشار مالی، همچنان قابل خرید باشد، بیآنکه خودِ برند ارزان و کمارزش به نظر برسد.
به این ترتیب، این برندها در حال جذب نوع تازهای از خریدار هستند؛ کسی که از نظر روانشناختی، در حال بازتعریف این است که برای چه چیزی «ارزش خرج اضافه» قائل شود. برای فهم این رفتار، باید به فروشگاهی بزرگ در آغاز هزاره جدید برگردیم.
رژ لبِ لادر
تا اواخر سال ۲۰۰۱، اقتصاد آمریکا از پیش وارد فاز انقباضی شده بود. حباب شرکتهای اینترنتی در بهار همان سال ترکیده بود و حملات سپتامبر، روند افول اقتصادیای را که از قبل آغاز شده بود، تشدید کرد. لئونارد لادر، که در آن زمان رئیس شرکت استی لادر بود، خود را برای واقعیتهای تلخ مالی پیش رو آماده میکرد. اما متوجه نکته عجیبی شد.
در حالی که سایر بخشهای فروشگاه بزرگ خلوت شده بودند، یک پیشخوان همچنان شلوغ بود و یک محصول همچنان فروش میرفت: رژ لب. این «اثر رژ لب» به لادر اجازه داد استدلال کند که فروش کالاهای لوکس کوچک و نسبتاً مقرونبهصرفه، میتواند نوعی شاخص برای سنجش وضعیت مالی جامعه باشد.
ناگهان دیگر خرید پالتوی طراحمحور یا کیف دستی گرانقیمت ممکن نیست، اما رژ لبی از همان طراح؟ هنوز هم قابل خرید به نظر میرسد و هنوز هم حس یک لذت کوچک را منتقل میکند.
از همین مشاهده ساده، یکی از عجیبترین شیوههایی شکل گرفت که با آن تلاش کردهایم وضعیت اقتصاد را تحلیل کنیم.
لذتهای کوچک مانند رژ لب طراحمحور، در دوران دشوار اقتصادی خریدهای رایجی هستند.
خرید کردن در بحران مالی
یکی از دقیقترین بررسیها در این زمینه، متعلق به مکدونالد و دیلدار (۲۰۲۰) است که هزینهکرد خانوارها را در دوران رکود بزرگ، با استفاده از پیمایش مخارج مصرفکننده اداره آمار کار ایالات متحده بررسی کردند. آنها به افزایش معنادار میانگین هزینهکرد برای لوازم آرایشی، بهویژه در میان زنان جوان، دست یافتند و همچنین شواهدی پیدا کردند که نشان میداد این پول از بخش پوشاک به سمت لوازم آرایشی جابهجا شده است. این، کمابیش، دقیقاً همان چیزی بود که لادر نیز شخصاً مشاهده کرده بود.
این افزایش، صرفنظر از وضعیت تأهل یا اشتغال، همچنان پابرجا بود؛ یافتهای که با توضیحهای اولیهای که پیشتر در ادبیات پژوهشی مطرح شده بود، همخوانی نداشت. هیل و همکاران (۲۰۱۲) مجموعهای از مطالعات را اجرا کردند و آنها نیز دریافتند که نشانههای رکود اقتصادی، میل زنان را به بیشتر کالاها کاهش میدهد، اما بهطور مداوم میل آنها به محصولات زیبایی را افزایش میدهد. با این حال، تفسیر آنها از این رفتار، تبیینی تکاملی بود. آنها استدلال کردند که دوران سخت، انگیزههای مربوط به جلب جفت را تقویت میکند و محصولات زیبایی میتوانند در خدمت این انگیزه قرار بگیرند.
بنابراین، از یک سو آزمایشها به یک سمت اشاره میکنند و از سوی دیگر دادههای واقعی هزینهکرد خانوار به سمتی دیگر. اگر واقعاً انتظار این باشد که انگیزه اصلی، جلب جفت باشد، باید زنان مجرد بیش از دیگران این الگو را نشان دهند. اما در دادههای هزینهکرد، چنین چیزی دیده نمیشود. همه گروهها این الگو را نشان میدهند.
به نظر میرسد این اثر واقعی است، اما همچنان بر سر اینکه چرا رخ میدهد، بحث وجود دارد. شاید پاسخ را بتوان در تحلیل اقتصاد امروز و در این پرسش یافت که چه کسانی بیش از دیگران آسیب دیدهاند.
اثر رژ لب فقط مخصوص رکود نیست؛ به بخشی از زندگی تبدیل شده است
فرض قدیمی این بود که وقتی بحران پایان یابد، همه ما دوباره به الگوی خرید آزادانه بازمیگردیم. اما چنین اتفاقی نیفتاده است. پس از سالها که یک بحران به بحران بعدی پیوند خورده و قیمتها مدام افزایش یافتهاند، «لذت لوکس کوچک» دیگر یک استثنای مخصوص مناسبتهای خاص نیست، بلکه به سبک زندگی تبدیل شده است.
امروز بخش بزرگی از جهان درگیر نوعی بحران است و یک نسل کامل در شرایطی رشد کرده که تقریباً چیز دیگری جز این وضعیت ندیده است. مسیر شغلی این نسل دیرتر آغاز شده و بر زمینی سستتر شکل گرفته است. آنها در بازاری کار میجویند که بهطور آرام و بیسروصدا در حال بازنگری این موضوع است که واقعاً به چه تعداد نیروی کار در آغاز مسیر حرفهای نیاز دارد. چیزهایی که زمانی برای بسیاری قابل دسترس بودند، اکنون به تجمل تبدیل شدهاند. پیشپرداخت خرید نخستین خانه، یا خرید حلقه الماس و ازدواج با عشق دوران کودکی؛ اینها هدفهایی هستند که هر سال کمی دورتر میشوند.
نقاط عطفی که نسل والدینشان آنها را امری عادی میدانست، اکنون جایی میان «بعید» و «خیالی» قرار گرفتهاند. باتامیرووا و تراسو (۲۰۲۵) استدلال میکنند که مصرف کالاهای لوکس در نسل زد و نسل هزاره، حول خریدهای کوچکتر و دستیافتنیتر بازسازماندهی شده است، و فهم دلیل آن دشوار نیست. اگر آن چیز بزرگ هرگز قرار نیست از راه برسد، چرا باید برایش پسانداز کرد؟ در چنین شرایطی، لذتهای کوچکِ تکرارشونده به دومین گزینه معقول تبدیل میشوند.
امروزه دیگر فقط مسئله رژ لب نیست. اگر به افتوخیزهای اخیر اقتصادی نگاه کنیم، همین الگو را در دیگر لذتهای کوچک نیز میبینیم. از خوراکیهای خاص و لذیذ گرفته تا لوازم جانبی طراحمحور و حتی نوشتافزارهای انتخابشده و خوشساخت، اکنون یک طبقه کامل از مصرفکردنیهای لوکس کوچک شکل گرفته است. وقتی چشمانداز آینده تیره است و بودجه محدود، یک لذت کوچک که هنوز توان خریدش را دارید، میتواند راهی عملی و قابل اتکا برای بهتر احساس کردن نسبت به خود و حتی جهان باشد.
ما همچنان خواهان تجمل هستیم، صرفنظر از اینکه اقتصاد در چه وضعیتی باشد. این احساس تغییری نکرده است. اما اندازه چیزی که میخریم، و تعداد دفعاتی که آن را میخریم، قطعاً تغییر کرده است.